چرا سؤال نداریم؟ بخش سوم: وقتی پاسخ از قبل انتخاب شده

هوش مصنوعی، سوگیری تأییدی و تفاوت پرسیدن برای فهمیدن با پرسیدن برای تأیید توی دو بخش قبلی، دو حالت متفاوت از «سؤال نداشتن» رو بررسی کردم. بخش اول، مسئله این بود که سؤال اصلاً توی ذهن شکل نمی‌گیره. شکاف رو نمی‌بینیم، فکر می‌کنیم پاسخ رو می‌دونیم، تناقض رو نادیده می‌گیریم، یا اون‌قدر سریع از مشاهده … ادامه

چرا سؤال نداریم؟ بخش دوم: سؤال داریم، اما چرا نمی‌پرسیم؟لایه اجتماعی، فرهنگی و قدرت

توی بخش اول از این مجموعه، درباره زمانی صحبت کردم که سؤال اساساً در ذهن ما شکل نمی‌گیره. گفتم که ندونستن، به‌تنهایی سؤال تولید نمی‌کنه. باید بتونیم شکاف بین چیزی که می‌دونیم و چیزی که نمی‌دونیم رو ببینیم، احتمال بدیم پاسخ فعلی‌مون ناقصه و مدتی هم نداشتنِ جواب قطعی رو تحمل کنیم. اما حالا فرض … ادامه

چرا سؤال نداریم؟ بخش اول: چرا سؤال در ذهن ما شکل نمی‌گیره؟ (لایه فردی و شناختی)

چند روز پیش، پای یکی از پست‌های مسعود دانش‌پور عزیز، گفت‌وگوی کوتاهی درباره چراییِ «سؤال نداشتن» آدم‌ها داشتیم. موضوع بحث هم این نبود که چرا پروژه‌ای که مسعود استارت زده کمتر از انتظار سؤال گرفته. بحث بر سر یک برداشت مشترک، و البته بزرگ‌تر بود: چرا آدم‌ها این روزها کمتر کنجکاون و کمتر سؤال دارن؟ … ادامه

چالش‌های مصاحبه فنی، لایوکدینگ، AI

این توییت، مسبب نوشتن این مطلب شد!داستان از جایی شروع شد که یک روز شلوغ کاری، مجبور شدم توی مرحله لایوکدینگ یک مصاحبه شرکت کنم، ولی بعد از ۹۰ دقیقه مصاحبه که نتیجه ناامیدکننده‌ای داشت، این توییت رو نوشتم. چند ساعت بعد، دیدم بازخورد و تعداد مشاهده‌هاش نسبت به میانگین توییت‌های من خیلی بیشتر شد! … ادامه

تفکر محاسباتی در بزرگسالی؛ بازسازی ظرفیت تحلیل

یکی از سوءبرداشت‌های رایج اینه که «تفکر محاسباتی» مهارتیه مربوط به آموزش پایه و کودکان. در حالی که از منظر علوم شناختی، این مهارت بیش ازاینکه یک موضوع آموزشی باشه، یک الگوی پردازش اطلاعات و تصمیم‌گیریه که در تمام طول عمر می‌تونه تقویت یا تضعیف بشه. تفکر محاسباتی مجموعه‌ای از توانایی‌هاست: تجزیه مسئله، تشخیص الگو، … ادامه

بچه‌ها قرار نیست همه برنامه‌نویس بشن، ولی باید مسئله حل کنن!

فراتر از حرف و شعار، اگر واقعا باور داشته باشیم که آینده هر کشوری و به تبع اون آینده ایران، به کیفیت نسل بعدی گره خورده، ناچاریم روی یک موضوع مکث کنیم: توانایی حل مسئله. نه صرفا سواد، نه مدرک، نه حتی مهارت شغلی مشخص؛ بلکه اینکه انسان بتونه یک مسئله پیچیده رو بفهمه، اون … ادامه

وقتی مهندسی شریک رنج می‌شه

در حالی این مطلب رو می‌نویسم که حدود یک هفته است که ارتباط ایران با اینترنت قطع شده و اونچه که به بیرون میاد ترکیب آشفته‌ای از خبر و شایعه است؛ اخباری که در خوش‌بینانه‌ترین حالتش، چیزی جز صدای درد و رنج و فقدان نیست…حتی در مورد انتشار این مطلب مردد هستم؛ چرا که درد … ادامه

مرور ریشه‌های وضع امروز نرم‌افزار ایران؟ (بخش ۱، چرخه عمر نیروی انسانی)

وقتی دنبال ریشه‌های وضعیت نامناسب یا به عبارت دقیق‌تر، اسف‌بارِ توسعه نرم‌افزار در ایران بگردیم، می‌شه خیلی سطحی و ساده بگیم: خب معلومه، دلیلش وجود این‌هاست. یا یه اپسیلون نزدیک‌تر بریم و بگیم مدیران نالایق و سیاست‌های غلط.ولی اگه کمی واقع‌بینانه‌تر، بدون تعصب، یا شعارزدگی به موضوع نگاه کنیم، حتی «این‌ها» هم بخشی از جامعه‌ی … ادامه

نرم‌افزار و این روزهای ایران!

نقد خودمونی به جای قضاوت پایین به بالا یا برعکس! مقدمه:فضای منفعل و بلاتکلیف این روزها که بخش قابل توجهی از جامعه نرم‌افزار و به طور کلی فن‌آوری، و حتی کلی‌ترِ کشور رو فرا گرفته، بهانه‌ای شد تا چند خطی رو که مدت‌هاست می‌خواستم در قالب پادکست یا مطلب منتشر کنم رو به صورت خیلی … ادامه

یک پیشنهاد برای چابکی! Scrumban

شاید برای شما پیش اومده باشه که ساختار و مراسم اسکرام رو دست‌وپاگیر یا ناکارآمد دیده باشین از طرفی یکی از اصول اسکرام اینه که تیم‌ها می‌تونن متناسب با نیازشون تغییراتی در چارچوب اسکرام ایجاد کنن، و حتی فرایندهای غیرضروری رو حذف کنن. ولی در عمل، مشکلاتی پیش میاد که باعث می‌شه خیلی از تیم‌ها … ادامه