🤦♂️ مایکروسافت ۶۰ هزار نفر رو اخراج کرد؛ هوش مصنوعی همه رو بیکار کرد؛ برنامهنویسی هم تموم شد!
🔗لینک به اصل خبر.
این تقریباً خلاصه چیزیه که از دیشب توی شبکههای اجتماعی میخونیم! اما واقعاً داستان چیه؟
مایکروسافت دیروز، ۲۶ اکتبر، اعلام کرد که طرحی با عنوان Voluntary Exit Offer برای بخشی از کارکنانش توی چهار کشور آمریکا، کانادا، بریتانیا و هند در نظر گرفته که حدود ۶۰ هزار نفر واجد شرایط دریافت این پیشنهاد هستن. یعنی میتونن در صورت تمایل، با دریافت حمایت مالی و خدمات برنامهریزی شغلی، از شرکت خارج بشن.
دقت کنین! ۶۰ هزار نفر اخراج نشدن. حتی هنوز نمیدونیم چند نفر این پیشنهاد رو میپذیرن! طرح هم شامل تمام واحدهای شرکت نمیشه و با توجه به اولویتهای تجاری، نیازهای نیروی انسانی و تعهدات شرکت نسبت به مشتریانش، توی بخشهای منتخب اجرا میشه.
آیا این خبر مهمیه؟ قطعاً.
آیا نشانه بازآرایی نیروی انسانی و احتمالاً تلاش برای کاهش هزینههاست؟ بله.
آیا ازش میشه نتیجه گرفت که AI جای ۶۰ هزار کارمند مایکروسافت رو گرفته؟ خیر!
حالا یه مرور کوتاه به گذشته کنیم: سال ۲۰۱۴، مایکروسافت برنامه حذف تا ۱۸ هزار موقعیت شغلی رو اعلام کرد. سال ۲۰۱۷ هم چند هزار موقعیت دیگه در جریان تغییر ساختار فروش حذف شد. حتی سال ۲۰۲۰ هم تعدیل نیرو داشت.
اون سالها نه ChatGPT وجود داشت، نه Copilot و نه این همه Agent که قرار باشه صبح از خواب بیدار بشن و شغل من و شما رو تصاحب کنن! شرکتهای بزرگ دهههاست که به دلایل مختلف، از تغییر استراتژی و ادغام شرکتها گرفته تا بحرانهای اقتصادی، کاهش هزینهها، حذف محصولات ناموفق و سرمایهگذاری روی حوزههای جدید، ساختار نیروی انسانی خودشون رو تغییر میدن.
اصلاً ممکنه شرکتی همزمان در یک بخش تعدیل نیرو کنه و در بخش دیگه صدها موقعیت شغلی جدید باز کنه. اتفاقاً پیشنهاد میکنم یه سر به فرصتهای شغلی باز مایکروسافت بزنین. بد نیست نگاهی هم به حوزههای فعالیت کمتر شناختهشدهاش، از زیرساخت دیتاسنترها تا سیستمهای سازمانی و امنیت، بندازین.
البته تمام اینها به این معنی نیست که AI هیچ تأثیری روی بازار کار نداره. اتفاقاً به نظرم تأثیرش جدیه و احتمالاً در سالهای آینده هم عمیقتر میشه. اما بین «AI داره ماهیت مشاغل رو تغییر میده» و «مایکروسافت به خاطر AI شصت هزار نفر رو اخراج کرد»، یه دنیا فاصله است!
یه پیشنهاد دوستانه دارم. قبل از اینکه پستهای اینفلوئنسرها رو لایک کنیم و یا با نگرانی برای بقیه بفرستیم، بد نیست خود خبر رو بخونیم. ترجیحاً از منبع اصلی. بعدش چند دقیقه درباره سابقه اون اتفاق، شرایط اقتصادی فعلی جهان، مدل کسبوکار اون شرکت و سایر عوامل احتمالی فکر کنیم.
حتی بد نیست گاهی از خودمون بپرسیم نویسندهای که با قطعیت درباره آینده مهندسی نرمافزار حرف میزنه، واقعاً چقدر از این صنعت و پیچیدگیهای اداره یک سازمان چندصدهزارنفری شناخت داره؟
قرار نیست تأثیر AI رو انکار کنیم، همونطور که قرار نیست مشکلات واقعی کارکنانی رو که شغلشون رو از دست میدن نادیده بگیریم.
اما واقعاً حیفه که ما، بهعنوان آدمهایی که کارمون حل مسئله و تحلیل سیستمه، با دیدن یه تیتر خبری، تمام این مهارتها رو کنار بذاریم! هر اتفاقی که بعد از ظهور AI رخ میده، لزوماً به خاطر AI نیست.
گاهی فقط کافیه بهجای دنبال کردن مزخرفات شبکههای اجتماعی، چند دقیقه برای فکر کردن وقت بذاریم!
تازه به نظرم حتی اگر AI هم وجود نداشت، شرکتهایی در ابعاد مایکروسافت و گوگل باز هم هر چند وقت یکبار به خونهتکونی و بازنگری ساختار سازمانی نیاز پیدا میکردن.
واقعاً فکر میکنیم هر کسی که موفق شده وارد یه شرکت بزرگ تکنولوژی بشه، الزاماً تا آخر دوران کاریش همونقدر مولد و تأثیرگذاره؟ یا اینکه توی سازمانهای چندصدهزارنفری، ممکنه کمکم لایههایی از بوروکراسی، مدیریتهای غیرضروری، کارهای تکراری و حتی موقعیتهایی شکل بگیره که ارزش واقعی ایجادشده توسط اونها با هزینهشون تناسبی نداره؟
احتمالاً شما هم کم ندیدین افرادی رو که بیشتر از دستاوردهای فنی و حرفهای خودشون، با اسم شرکت محل کارشون شناخته میشن. البته دیدهشدن توی شبکههای اجتماعی نه نشونه بهرهوریه و نه نشونه بیبهرهوری؛ ولی گاهی فاصله بین سر و صدای بعضیها و خروجی واقعیشون واقعاً تأملبرانگیزه!
از طرف دیگه، تصمیمات استخدامی و تعدیل نیرو در این ابعاد، فقط تابع عملکرد افراد هم نیست. سیاست، اقتصاد، روابط دولتها با شرکتهای بزرگ، مشوقهای سرمایهگذاری، فشار سهامداران و دهها عامل دیگه هم میتونن مؤثر باشن.
ما واقعاً چقدر از پشتپرده تصمیمات مدیران این شرکتها خبر داریم که با چنین قطعیتی همه اتفاقات رو به AI نسبت میدیم؟ ممکنه AI یکی از عوامل این تغییرات باشه، حتی عامل خیلی مهم! اما تبدیل کردن هر تعدیل نیرو به سندی برای پایان مهندسی نرمافزار، بیشتر از اینکه تحلیل باشه، داستانسراییه!
به نظرم بد نیست گاهی همون تفکر نقادانهای رو که توی مهندسی ازش حرف میزنیم، موقع خوندن اخبار هم به کار بگیریم. و لطفاً اینقدر به مزخرفات و خالیبندیهای شومنها و شوومنهای شبکههای اجتماعی بها ندیم!